امشب بابایی رفت جواب نوار قلبت رو به دکترت نشون داد که اون هم گفت سریع برین بیمارستان!!!!!!!!!!!!!!! من که دیگه مردم از ترس. توی تنبل روز قبلش موقعی که ازت نوار قلب میگرفتن لالا تشریف داشتی، دکترت هم فکر کرده که تو مشکل قلبی داری. خلاصه ما با ترس و لرز رفتیم بیمارستان بخش زایشگاه، اونجا بهم گفتن دوباره نوار قلب میگیرن اگه بازم مثل دیروز بود که بستریت میکنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!، خلاصه یه رانی خوردم و دراز کشیدم ازت نوار قلب بگیرن، تو هم کلی وول خوردی و کلی پیک توی نوارت بود، هر کی هم که میدید میگفت نوار قلبت خیلی خوبه، دکترم هم گفت مرخصی.به قول بابایی این ژن خوابت به اون رفته